تسنیم
و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون
با بچه های هیئت کوهنوردی استان ارتفاعات روستای محمد آباد(تقریبا ۴۰ کیلومتری گرگان)
به نسيمي كه از گريز لبخند تو به من مي رسد دل خوش دارم! نسيمي كه من را در دنياي كودكيم غرق مي كند! همان روزهاي كودكي كه بي بهانه مي خنديدي و من را به آرزويم مي رساندي بي بهانه بي بهانه در من عشق را جوانه مي زدي و حالا خوب مي داني كه بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند بيشتر.... آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حرمت ملجا درماندگان دور مران از در و راهم بده لایق وصل تو که من نیستم اذن به یک لحظه نگاهم بده
نمي دانم اين فراموش كاري چه بلايي قرار است سر من بياورد دارم فكر مي كنم فكر مي كنم كه چطور اين همه قول داده ام و يادم رفته خدايا اين فراموش كاري!!!؟؟؟ من سال پيش به تو قول دادم اما خدايا يعني مي شود دوباره قول بدهم و اين بار هم فراموش كنم. تو نهایت عشقی تو نهایت عشقی که چون ابر چکیدن قطره ای را تحقق می بخشی تو عشق را در جوی رَگهایم جاری ساختی و در کناره هایش شاخسارهای باغ سرودن را رویانیدی! من آغاز نمازم را در سجاده ی چشمانت خواندم و در کلامت سِحر آرامش را آندم که من با دلسردی تمام گفتم می روم تو با رقص چشمانت گفتی بمان دیدم! و از آندم آتشت در من درگرفت و من سوختم... من سوختم... ولی لذت عشق را آموختم!
این متن رو خیلی دوست دارم ارزش دوباره آوردن رو داره.
پ.ن ۱:فال حافظ در ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
| Design By : Night Skin |






